لسان الملك سپهر

358

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

او را دوست دارد او را نيز دوست مىدارم و از دوستى كه مرا با اوست ، نام او را از نام خود برآورده‌ام ، من على عظيم و او على است ، و من محمودم و تو محمدى . و نام ديگر آن حضرت حيدر است ، چنان كه در جنگ با مرحب كه ان شاء اللّه مرقوم خواهد شد ، خود مىفرمايند : انا الّذى سمّتنى امىّ حيدره « 1 » و كنيت آن حضرت ابو الحسن و ابو الحسين است چنان كه در حيات رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله حسن عليه السّلام آن حضرت را ابو الحسين و حسين عليه السّلام ابو الحسن مىناميد ، و رسول خداى را پدر مىگفتند ، و چون رسول اللّه از جهان برفت على را پدر خطاب كردند . و ديگر كنيت آن حضرت ابو الريحانتين است چنان كه وقتى رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله با آن حضرت خطاب كرد كه : السّلام عليك يا ابا الرّيحانتين عليك بريحانتى من الدّنيا فعن قليل ينهدم ركناك و اللّه خليفتى عليك . يعنى : سلام بر تو اى پدر دو ريحانه ، بر تو است حراست دو ريحانهء من از دنيا ، آگاه باش كه عن قريب دو ركن حيات تو شكسته شود . و مراد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله از اين دو ركن يكى خويشتن و آن ديگر فاطمه بود . از اين روى چون رسول اللّه از اين جهان روى برتافت ، على عليه السّلام فرمود : يكى از آن دو ركن منهدم شد ، و چون فاطمه عليها سلام وداع جهان گفت ، فرمود : ركن دوم نيز برخاست . و ديگر كنيت آن حضرت ابو تراب است . همانا روزى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فحص حال على كرد ، گفتند : او در مسجد بخفته است ، رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله به مسجد آمد و على را بر خاك به يك پهلو خفته يافت ، بدان سان كه رداى مباركش به يك سو شده و غبارى بر او نشسته بود ، پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله به دست مبارك گرد از آن حضرت بزدود و فرمود : قم يا ابا تراب يعنى : برخيز اى پدر خاك . و على اين كنيت را نيك دوست مىداشت . و ديگر كنيت [ او ] ابو محمّد است كه به نام فرزند خويشتن محمّد يافت . و ديگر ابو السّبطين است ، چه پدر حسن و حسين است كه هر دو سبط رسول باشند . و ديگر ابو الشهد است چه فرزندان او شهيدان بودند .

--> ( 1 ) . حيدره : شير نر را گويند .